شعر ناباکوف دربارۀ محال بودن ترجمه و خوارداشت آن*


ناباکوف[1] که ’هدیه’ و ’لولیتا’ را بهترین رمان­های خود می­دانست، ترجمۀ آنگین {اثر پوشکین[2]} را شاید مهمترین کار زندگی خود می­شمرد که در عین حال مثل هر ترجمۀ دیگر ذاتاً کاری بی­ثمر بود. در سال 1955 درست در زمان آغاز این ترجمه، او شعری دربارۀ محال بودن ترجمه و خوارداشت ترجمه منتشر کرد:

ترجمه چیست؟

سر بریدۀ شاعر،

رنگ پریده و با چشمانی خیره مانده،

بر طبقی

جیغ جیغ طوطی و وراجی بوزینه و بی­حرمت کردن مردگان.

آن انگل­هایی که دشمن­شان بودی

بخشوده خواهند شد

اگر من بخشایش تو را

ای پوشکین

به خاطر کاری که کرده­ام

 به دست آرم.

من از تنۀ پنهان تو پایین رفتم و به ریشه رسیدم و آن را خوراک خود ساختم.

آنگاه با زبانی که به تازگی آموخته بودم

ساقۀ دیگری رویاندم و بند بند شعر تو را در قالب غزل ریختم

با آن نثر سادۀ مفلوک خودم

ساقه­ای همه­اش تیغ اما عموزادۀ گل سرخ تو.

————————————–

*عبدالله کوثری: «جنگ ترجمه» مترجم، سال هفدهم، شمارۀ 46 (پاییز و زمستان 1386)


[1] Nabokov- Vladimir

Russian-born American novelist and critic, the foremost of the post-1917 émigré authors. He wrote in both Russian and English, and his best works, including Lolita (1955), feature stylish, intricate literary effects.

[2] Pushkin- Aleksandr Sergeyevich

Russian poet, novelist, dramatist, and short-story writer; he has often been considered his country’s greatest poet and the founder of modern Russian literature.

 

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: