برای سرای ترجمه ضمانت اجرایی وجود ندارد


متن زیر سومین گفت‌وگو از مجموعه گفت‌وگوهایی است که خبر آن‌لاین درباره نگاه مترجم‌ها و ناشرهای حرفه‌ای در مورد سیاست‌ها و نوع عملکرد خانه کتاب درباره «سرای ترجمه» منتشر می‌کند. این مسیر با گفت‌وگویی با آقای شجاعی صائین مدیر خانه کتاب این موسسه در مورد همین سیاست‌ها آغاز شد و بعد در گفت‌وگویی دیگر کاوه میرعباسی مترجم حرفه‌ای و نام‌آشنا نکته‌هایی انتقادی را مطرح کرد. اما این‌بار با مژده دقیقی گفت‌وگو کردیم تا سیاست‌های موردنظر سرای ترجمه را از نگاهی دیگر بررسی کنیم. از آثاری که مژده دقیقی ترجمه کرده است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: مجموعه داستان «عدالت در پرانتز» نوشته ابمساک بابل، مجموعه داستان «یک مهمانی یک رقص» نوشته ایزاک آشویس سینگر، گزیده داستان «اینجا همه آدم‌ها این‌جوری‌اند»، گزیده داستان «مشق‌های عشق»، گزیده داستان «نقشه‌هایت را بسوزان».

خانم دقیقی ملاک شما برای همکاری با سرای ترجمه چیست؟
ضمانت اجرایی.

ضمانت اجرایی یعنی چه؟
خوب سیاست‌ سرای ترجمه بر این است که مترجم‌هایی که قصد همکاری دارند نه تنها آثار در دست ترجمه‌شان را به این موسسه معرفی کنند که اصلا هرازچندگاهی بخشی از متن ترجمه‌شان را نیز در اختیار این موسسه قرار دهند. من به عنوان یک مترجم برای انجام چنین کاری یک ضمانت اجرایی می‌خواهم. چرا که برای خودم چندبار این‌طور پیش آمده که بعد از صحبت کردن در مورد آثاری که در دست ترجمه داشتم بعد از مدتی خبر ترجمه این آثار به بیرون درز پیدا کرده و مترجم دیگری هم به ترجمه آن آثار اقدام کرده است.

منظور این است که این موسسه قصد دارد از ترجمه‌های موازی جلوگیری کند در صورتی که این سیاست و عملکرد خود باعث تولید ترجمه موازی می‌شود؟
بله. چون مسئله چارچوب قانونی ندارد. ما کپی‌رایت نداریم. اگر کپی‌رایت داشتیم ناشر خارجی بهترین فرد را برای ترجمه اثر مورد نظر انتخاب می‌کرد فکر می‌کنم در این آشفته‌بازار از کنار همین سازمان ترجمه‌های موازی دیگری بیرون بیاید.

ما که فعلا کپی‌رایت نداریم. اما این موسسه می‌خواهد یک گام مثبت بردارد که شاید همین گام مقدمه‌ای برای کپی‌رایت باشد. این موسسه می‌خواهد با همین شرایط و چارچوب فعلی یک ضابطه ایجاد کند. آیا این گام به محسنات هم می‌انجامد یا فقط عیب و ایراد است. 
ببینید این به اصطلاح گام برداشتن در تئوری خوبی‌های زیادی دارد مثل همه سازمان‌هایی که برای به انجام رساندن یک سری تئوری به وجود می‌آیند اما در عمل وقتی با یک حوزه بی‌قانون مواجه می‌شوند در عملکرد خود کاملا باز می‌مانند و حتی خیلی وقت‌ها آن سازمان مفری می‌شود برای انجام کارهای خلاف قانونی که زیر پوشش همین موسسه شکل می‌گیرد. من به عنوان یک مترجم که هر از چندگاهی با هزار اما و اگر کتاب‌هایم چاپ می‌شود چنین ریسکی نخواهم کرد. نه تنها آثارم را ارائه نخواهم کرد که اصلا اطلاعات مربوط به این آثار را هم رو نمی‌کنم. چرا که تجربه به من می‌گوید در این ماجرا هیچ نفعی به من نخواهد رسید.

تنها مشکل شما ضمانت اجرایی است.
الان وضعیت طوری است که من ترجمه کسی را قبول ندارم و آن کس هم ترجمه مرا قبول ندارد. همه خود را واجد صلاحیت می‌دانند و دیگران را فاقد صلاحیت. از طرف دیگر این‌طور باب شده است که هر کس ترجمه اثری را زودتر به بازار عرضه کند حق و حقوق برای او است و نه هیچ‌کس دیگر. بازار بسیار آشفته است و هر چند ناشرها و مترجمین محترمی هستند که در کار خود صداقت دارند اما کم نیستند مترجم‌ها و ناشرهایی که فقط قصد سوء استفاده دارند. در این تردیدی نیست. وقتی قانونی وجود ندارد چه کسی می‌تواند این صلاحیت‌ها را مشخص کند.

آیا از همین طریق نمی‌توان جلوی این سوء استفاده‌ها را گرفت. 
با چه اسلحه‌ای؟ این موسسه چه سلاحی دارد؟ مگر نه این است که این سلاح باید قانون باشد؟ راستش را بخواهید این مسئله بیشتر از مترجم به ناشر مربوط می‌شود. این ناشر است که باید آثار ارائه شده را بررسی کند و با توجه به اعتبار و آبروی خود سد راه انتشار ترجمه‌های بد شود. فکر می‌کنم الان خیلی از خواننده‌های حرفه‌ای کتاب متوجه شده‌اند که پای خیلی از ناشرها و مترجم‌ها می‌لنگد و برای همین اصلا سراغ این مترجم‌ها و ناشرها نمی‌روند.

شما کلا این مسئله را به ناشرها ارجاع می‌دهید و نقش مترجم‌ها را خط می‌زنید.
ببینید مترجم یک فرد است که با توجه به وجدان و اخلاق خود کاری را انجام می‌دهد. اما ناشر یک موسسه است و علاوه بر مجوز حق انتخاب هم دارد. این ناشر است که تصمیم می‌گیرد ترجمه‌ای را که زمین تا آسمان با متن اصلی فرق دارد منتشر کند یا نه. این ناشر است که تصمیم می‌گیرد ترجمه را که از روی ترجمه‌ای دیگر کپی شده است منتشر کند یا نه.

در نهایت شما به عنوان یک مترجم فقط ضمانت اجرایی می‌خواهید. یعنی در صورت این تضمین شما همکاری می‌کنید.
در صورتی که سیاست‌ها و عملکرد این موسسه ضمانت اجرایی داشته باشد تا جایی که بتوانم همکاری می‌کنم. البته این کار معایب دیگری هم دارد که قبلا اشاره کردم. هر کس خودش را صاحب صلاحیت می‌داند. این سازمان چطور می‌خواهد به مترجم‌هایی صلاحیت بدهد و به دیگر مترجم‌ها نه، آن هم با این بی‌قانونی. می‌دانید. کلا قضیه را هر قدر کنکاش کنیم و بشکافیم باز می‌رسیم به همان ریشه که کپی‌رایت است. این موسسه فکر خیلی خوبی دارد. اما در عمل بعید می‌دانم به نتیجه‌ای برسد.

مشکل همین است. این موسسه ایده خوبی دارد. اما شرایط طوری نیست که این ایده به انجام برسد. پس نظر شما این است که آینده چنین راهی با این شرایط بن‌بست است؟
بله به نظر من این راه با این شرایط به بن‌بست می‌رسد. ما به تجربه دیده‌ایم وقتی دولت وارد عرصه‌ای می‌شود و آن عرصه را محدود می‌کند همین محدودیت باعث یک‌جور فساد در آدم‌هایی می‌شود که به این عرصه دسترسی دارند و دیگران که دسترسی ندارند بیرون می‌مانند. فکر می‌کنم در نهایت خیلی‌ها شاکی شوند. نکته مهم دیگری را هم باید یادآوری کنم و آن اینکه مترجم جماعت آدمی نیست که حوصله این دردسرها را داشته باشد. مترجم خیلی زود جا می‌زند و کنار می‌رود. من مترجم یک‌بار برخورد می‌کنم دوبار برخورد می‌کنم بار سوم قید آن کار را می‌زنم و دنبال کاری می‌روم که هیچ‌کس سر به سر من نگذارد.

آیا نمی‌توان از طریق قراردادهای داخلی این مسئله را حل کرد؟
منظورتان چیست.

وقتی کپی‌رایت و قانون نیست آدم‌ها به صورت یک جمعیت خودشان قانون‌شان را تبیین کنند. خودشان رای‌گیری کنند. 
در درجه اول باید صنف تشکیل شود. وقتی صنف وجود داشته باشد و شما عضو صنف باشید مجبور به رعایت قوانین و قواعد آن صنف هستید.

یعنی مترجم‌ها صنف ندارند؟
نخیر. متاسفانه ما صنف نداریم. من سال‌ها ویرایش می‌کردم. زمانی قرار بود برای ویراستارها یک صنف تشکیل شود که ای کاش می‌شد. چرا که هم وضعیت قراردادهایمان مشخص می‌شد و هم قواعد کارمان. می‌دانم انجمن صنفی روزنامه‌نگاران خیلی فعال است و برای اعضایش خیلی کارها انجام می‌دهد. به هر حال کار از یک چنین جایی شروع می‌شود. کانونی، انجمنی، صنفی و… همین الان ما کلی دغدغه قراردادهایمان را داریم. دغدغه پرداخت‌هایمان را داریم. وقتی ناشر پرداخت نمی‌کند به چه کسی باید مراجعه کنیم. وقتی ناشر اضافه به تیراژ چاپ می‌کند به چه کسی بگوییم.

شما خودتان با چنین معضلی مواجه شدید.
نه. ولی می‌دانم این مشکلات وجود دارد. از طرف دیگر بار اقتصادی این کار آن‌قدر ضعیف است که دیگر برای مترجم نمی‌ارزد به دادگاه مراجعه کند و برای همین قیدش را می‌زند. صنف خیلی از این مشکلات را می‌تواند حل کند. هم از جنبه اخلاقی و هم از جنبه مالی. مثلا اتحادیه ناشرها مشکل واردات کاغذ و یا سوبسید کاغذ را مطرح می‌کند تا بتواند مشکل ناشرها را حل کند.

از طریق همین اتحادیه ناشرها نمی‌توان اتحادیه مترجم‌ها را راه‌اندازی کرد؟
فکر نمی‌کنم. چون منافع مترجم‌ها و ناشرها در مقابل هم است. مترجم‌ها صنف مستقلی می‌خواهند تا از منافعشان قراردادهایشان و خیلی موارد دیگر در مقابل منفعت‌طلبی‌ ناشرها حمایت کند.

مسائل اقتصادی تا چه حدی تاثیر می‌گذارد؟
خیلی موثر است. وقتی تیراژ پایین است وقتی سطح مطالعه پایین است سود مترجم و ناشر هم پایین است برای همین کسی به خاطر این سود پایین خودش را به دردسر نمی‌اندازد. الان همه ما کژدار و ؟رفتار می‌کنیم. حالا این سه ماه بگذرد. بعد این چهار ماه بگذرد. حالا این دوره رکود بگذرد. بعد تابستان است این هم بگذرد و… خلاصه همه نالان هستند.

حالا فرض کنیم این موسسه با همه این اگرها و اماها بانک اطلاعاتی‌اش را راه‌اندازی کرد. آیا می‌شود چشم امیدی به آن داشت؟
باید منتظر بمانیم و ببینیم به چه شکلی فعالیت می‌کند آن وقت بهتر می‌توان نظر داد. حالا همه این مسایل به کنار فکر می‌کنم این موسسه با این هدف و نیت خدمات خیلی زیادتری می‌تواند ارائه دهد. مترجم‌های ما احتیاج به تهیه کتاب دارند. مترجم‌ها به کارگاه‌های آموزشی احتیاج دارند. مترجم‌ها احتیاج به سفرهای آموزشی دارند تا با فرهنگ و آداب و رسوم کتابی که قصد ترجمه‌اش را دارند از نزدیک آشنا شوند. مترجم‌ها اصولا زبان را در کلاس و مدرسه یاد می‌گیرند. اما وقتی به ترجمه دست می‌برند می‌بینند خیلی نکات است که آن را نمی‌توان در کلاس و مدرسه یاد گرفت. باور کنید مثلا سفرهای آموزشی تا 30 درصد می‌تواند در ترجمه یک اثر مفید باشد، خیلی از سفارت‌خانه‌ها هستند که برای مترجم‌های که از زبان آن‌ها ترجمه کرده است جایزه تعیین می‌کنند و این جایزه مثلا یک سفر شش هفته‌ای به آن کشور است. یا سفر به قصد شرکت در کلاس‌های مخصوص ترجمه از زبان آن کشور. اما این جایزه‌ها خیلی محدود است. در حد یک یا دو نفر در سال آن هم اگر این جایزه را در نظر داشته باشند یا نه. اما یک موسسه دولتی خیلی راحت می‌تواند این کار را انجام دهد. یا آموزش. الان تعدادی از مترجم‌ها خارج از کشور هستند و آثار ایرانی را به زبان‌های دیگر ترجمه می‌کنند. اما این مترجم‌ها ضعف آموزشی دارند. چه در زبان فارسی و چه در زبان‌های دیگر. اگر بتوان کلاس‌های آموزشی گسترده‌ای در دانشگاه‌ها یا موسسه‌های دیگر و اصلا همین موسسه برگزار کرد مطمئن باشید استقبال خوبی خواهد شد.

یعنی این مترجم‌ها به ایران می‌آیند که در این کلاس‌ها شرکت کنند؟
چرا نیایند؟

هزینه این کار خیلی بالا است. فقط یک موسسه دولتی توان انجام چنین کاری را دارد. 
با این حال زمانی نفت 140 دلار بود اما هیچ‌کس کاری نکرد.

مسئله تهیه کتاب را مطرح کردید. بیشتر توضیح می‌دهید.
ما یا باید از طریق اینترنت کتاب تهیه کنیم و یا از دوست و آشنا بخواهیم این کتاب‌ها را برای ما تهیه کنند. هزینه این کار خیلی زیاد است. مترجم شش هفت کتاب می‌خواند تا یک کتاب قابل ترجمه را پیدا کند. خوب هزینه همین شش هفت کتاب از حق‌الترجمه من مترجم که بیشتر می‌شود.

نمایشگاه کتاب کمکی نمی‌کند؟
مدت‌ها است که نمایشگاه کتاب هیچ کتابی نیاورده است نمایشگاه کتاب فقط یک مشت آثار کلاسیک را هر سال می‌آورد.

خودتان از چه طریقی کتاب تهیه می‌کنید؟
از طریق قوم و خویش‌ها.

خودتان تا به حال به سفر آموزشی رفته‌اید؟
هیچ موسسه‌ای مرا ساپورت نکرده است ولی خودم چرا، رفته‌ام. برای همین هم معتقدم این سفرها بسیار موثر است. من در محیط‌های انگلیسی و امریکایی زندگی کرده‌ام و تا حد زیادی توانسته‌ام فرهنگ این محیط را درک کنم.

مثلا شما برای ترجمه کتاب «یک مهمانی یک رقص» چه ترفندی به کار بردید؟
یک مهمانی یک رقص کتاب خیلی مشکلی بود. من با این فرهنگ بسیار غریب بودم هر چند که فرهنگ اروپای شرقی به ما نزدیک است. فرهنگ و محیط از یک طرف و از طرف دیگر مسایل مذهبی که در داستان مطرح می‌شود کاملا برای من غریب است. برای همین برای ترجمه این کتاب از انجمنی که در ایران بود کمک گرفتم.

 
 
 

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: