ترجمۀ خوب همچون تألیف است (گفت‌وگو با مرتضی ثاقب‌فر)


 

«مرتضی ثاقب‌فر» مترجم باسابقه کشورمان، صاحب چندین اثر در حوزه تألیف و ده‌ها کتاب در حوزه ترجمه است.

کتاب‌های «شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ» و «بن‌بست‌های جامعه‌شناسی» از آثار تألیفی و کتاب‌های «جامعه‌شناسی معاصر آلمان»، «فرهنگ و دموکراسی»، «ایران باستان»، «ایدئولوژی‌های مدرن سیاسی»، «هخامنشیان»، «جهان باستان» و «دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی» از آثار ترجمه ایشان است.

مرتضی ثاقب‌فر از دو زبان فرانسه و انگلیسی ترجمه می‌کند.

در گفت‌وگویی کوتاه، صحبت‌ها و عقاید این مترجم را درباره «ترجمه» و «مسایل ترجمه در ایران امروز» جویا شدیم؛ آنچه در ادامه می‌آید ماحصل این مصاحبه است.

 

آقای ثاقب‌فر با تشکر از اینکه دعوت «کتاب هفته» را برای مصاحبه پذیرفتید مختصری درباره خود، زندگی، آغاز فعالیت و سوابقتان بفرمایید:

• در سال 1321 در تهران متولد شدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در «دبیرستان رازی» که متعلق به فرانسوی‌ها بود، انجام دادم. سپس بلافاصله به «دانشگاه تهران» رفتم و در رشته علوم اجتماعی، تحصیل کردم و فوق لیسانس را در رشته جامعه‌شناسی از «دانشگاه سوربن» پاریس اخذ کردم.

کار من در پیش از انقلاب پژوهش و تحقیقات اجتماعی بود که تا سال 50 تعدادی از آنها منتشر شد، مدتی هم سرپرستی یک مرکز پژوهشی را عهده‌دار بودم. پس از انقلاب چند سالی عمدتاً به ویراستاری می‌پرداختم و بعد کاری اصلی‌ام ترجمه شد. الان هم حدود 20-18 سال است که فقط ترجمه می‌کنم.

حوزه‌هایی که در این مدت در آنها فعالیت داشته‌اید، چه بوده‌اند؟

• حوزه‌های اصلی را که من ترجمه کرده‌ام؛ می‌شود به دو بخش تقسیم کرد: «تاریخ و فرهنگ ایران» و «جامعه‌شناسی».

به عنوان یک مترجم با سابقه، در شرایط فعلی عمده‌ترین نیاز مترجمان را در چه می‌بینید؟

• مثل اکثر مردم ایران، نیاز اصلی مترجمان، نیاز تأمین معیشتشان است و در خود کار، دو عامل را به طور کلی عمده نیاز مترجمان می‌دانم: یکی کتاب خوب و دیگری دستمزد کافی. البته در مورد مترجمان حرفه‌ای که کارشان فقط ترجمه است صدق می‌کند. کسانی که درآمد و یا مشاغل دیگری دارند و به تفنن هرچند سال یا یکسال یک کتاب در می‌آورند، این اشکال درباره‌شان صادق نیست. اما مترجمان حرفه‌ای عمده نیازشان همین‌هاست که عرض کردم ضمن اینکه باید اضافه کنم در کنار مسئله درآمد، تهیه کتاب خوب هم مطرح است چون اطلاع‌رسانی به مترجمان، خوب صورت نمی‌گیرد و کتاب‌های موردنظر در دسترس نیست.

می‌توانید کمی درباره مسئله حق‌التالیف مترجمان دقیق‌تر توضیح دهید و از مشکلات آن بگویید.

• حق‌التالیف از 7 درصد شروع می‌شود تا حداکثر به بهترین مترجمان 15 درصد. در واقع مترجمان حرفه‌ای 15 درصد می‌گیرند و مترجمان کمتر شناخته شده بین 7 تا 10 درصد. که همه اینها نصف مبلغی است که پخش‌کننده کتاب می‌گیرد. یعنی مترجم که تولیدکننده است این مبلغ را می‌گیرد در حالی که ناشر 20 درصد و فروشنده هم 15 درصد، یعنی مجموعاً 35 درصد به آنها می‌رسد و مترجم، آن مبلغی که عرض کردم.

با توجه به گستردگی حوزه ترجمه و روآوری افراد متفاوت به این حرفه، وضعیت آثاری که این روزها منتشر می‌شود را چگونه می‌بینید؟

• به طور یکدست نمی‌توان قضاوت کرد. ما هم ترجمه‌های خوب داریم و همه ترجمه‌های بد و هم خیلی بد. بازار ترجمه بعد از انقلاب بخصوص، همان طور که شما فرمودید خیلی گرم شده، ولی دست هم زیاد شده و خیلی از ترجمه‌ها با شلختگی انجام می‌شود و متأسفانه خوب هم ویرایش نمی‌شود. چون غیر از ناشران دولتی که از ویراستاران نسبتاً پخته و با معلومات استفاده می‌کنند، ناشران خصوصی از ویرایش برداشت دیگری دارند. یعنی فکر می‌کنند همین که کسی متن فارسی را بخواند و یک کمی جملات را اصلاح کند؛ این یعنی ویرایش.

در حالی که ویرایش در ترجمه، به معنای مقابله جملات است که در درجه اول این ترجمه با امانت صورت گرفته و در درجه دوم تصحیح جمله از نظر فارسی است. این است که ما -بخصوص در کتاب‌های رمان- می‌بینیم که تعداد مترجمان خیلی زیاد است، بعضی ترجمه‌ها خیلی بد است و در کتاب‌های علمی هم با ترجمه‌های بد مواجه می‌شویم. اسم نمی‌برم ولی چند ترجمه از کتاب «ماکس وبر» به نام «اخلاق پروتستانی» درآمده من دیده‌ام که یکی از اینها ترجمه‌ی بسیار بدی بود. مثلاً در جایی مترجم حتی اسم خاص را تشخیص نداده بود و با اینکه با حروف بزرگ نوشته شده بود، نفهمیده بود و از سیاق جمله هم متوجه نشده بود، به فرد خاصی اشاره دارد. و خلاصه اینکه آن اسم خاص ترجمه شده بود و معنی‌اش آمده بود و در کتاب علمی بسیار مشکلی مثل کتاب «ماکس وبر» این اشتباه، چیز کوچکی نیست و اصلاً این ترجمه مردود است.

یا مثلاً من با خانمی اخیراً روبرو شدم که وقتی بحث میزان کار شد من گفتم که در سال حداکثر سه تا چهار کتاب می‌توانم ترجمه کنم و آن خانم خندید و گفت: من سالی چهل کتاب درمی‌آورم و بعد که پرسیدم چطور؟ گفت که روزی چهل-پنجاه صفحه را می‌خوانم و صدایم را ضبط می‌کنم و بعد شخص دیگری نوار را برای من پیاده می‌کند! یعنی ایشان ترجمه فی‌البداهه را جایگزین ترجمه‌ای کرده بود که باید روی فارسی‌نویسی دقت شود، معادل‌های درست و رسا پیدا کرد و زحمت کشید.

به هر حال وضع ترجمه چنین حالتی دارد، البته در کنار اینها ترجمه‌های خوب و عالی هم داریم ولی متأسفانه کم هستند.

این روزها می‌بینیم که تعداد کتاب‌های ترجمه و میزان استقبال از آنها بیشتر از کتاب‌های تألیفی است، با توجه به اینکه بازار ترجمه اینقدر داغ است فکر می‌کنید برای حفظ مخاطبان از یک طرف و لطمه نخوردن به کیفیت آثاری که ارائه می‌شود مترجمان چه مواردی را باید در نظر بگیرند؟

• مترجمان باید به سراغ کتاب‌هایی بروند که از آنها شناخت دارند. آنهایی که ذوق ادبی دارند، رمان و آنهایی که معلومات دارند کتاب‌های علمی را ترجمه کنند. فرض بفرمایید کسی که اصلاً جامعه‌شناسی نخوانده یا در این حوزه فعالیت نکرده به اعتقاد من نباید به طرف این حیطه برود، همان طور، که کسی که فیزیک نخوانده. برای اینکه فهم فیزیک به اطلاع داشتن از اصطلاحات خاص آن احتیاج دارد. ترجمه ادبی هم همین طور است.

مترجم باید با ادبیات فارسی آشنا باشد و رمان زیاد خوانده باشد تا جملات در دستش راحت و آسان باشد، به ذهنش برسد، خوب حرکت کند و جای خود را پیدا کند وگرنه ترجمه بد خواهد بود. برای مثال یک از دوستان من که تخصص‌اش ترجمه کتاب‌های علمی است یک بار کتاب ادبی ترجمه کرد و با ناکامی مطلق روبرو شد. در حالی که مترجم مشهوری بود … بنابراین مترجم باید به کار تخصصی خودش رو بیاورد و سعی کند از آن زمینه خارج نشود.

درباره ترجمه این نظر هست که یک مترجم باید کتابی را ترجمه کند که به آن علاقه پیدا کرده است. شما با این نظر موافق هستید؟

• بله. من کاملاً قبول دارم. اگر مترجم به کارش علاقه نداشته باشد، ترجمه‌اش خوب نمی‌شود. اما متأسفانه سختی معیشت باعث شده که مترجمان کتاب‌هایی را ترجمه کنند که به آنها علاقه ندارند و از ارزش و مرتبه کار می‌کاهد. و این مسئله‌ای است که وضعیت اقتصادی به مترجم تحمیل می‌کند. اما ترجمه‌ای که با علاقه و معلومات کافی صورت گرفته باشد؛ ترجمه خیلی بهتری از آب در می‌آید.

سؤالی که در ادامه سؤال قبل پیش می‌آید این است که در صورتی که یک مترجم کتابی را با علاقه و پشتکار ترجمه کند، این کتاب در بازار نشر با چه سرنوشتی روبرو می‌شود؟

• این به سرنوشت کتاب در ایران برمی‌گردد که سرنوشت خیلی دردناکی دارد. من 15-14 سال که داشتم جمعیت ایران 18 میلیون نفر بود و تیراژ کتاب هم بین 2 تا 3 هزار تا بود. الان هم که 60 میلیون جمعیت داریم متوسط تیراژ کتاب تقریباً همین حدود است. و اینکه ملتی اینقدر کم کتاب می‌خواند خیلی دردناک است. بنابراین در چنین بازاری رفتن به طرف کتاب‌نویسی یا ترجمه کردن کتاب و حتی کار نشر (چون من به ناشران واقعاً احترام می‌گذارم) فقط ایثار و عشق و علاقه لازم دارد. چون در واقع ما همه کالایی را تولید می‌کنیم که کمترین خریدار در ایران دارد. شما حساب کنید در یک کشور 60 میلیونی تیراژ 3000 تایی کتاب چقدر تأسف‌آور است.

من زمانی که در فرانسه تحصیل می‌کردم (علی‌رغم این که فرانسوی‌ها به ملتی خوشگذران معروفند) اما هر زمانی که سوار اتوبوس یا مترو می‌شدم هیچ کس را نمی‌دیدم که کتاب یا روزنامه یا جزوه دستش نباشد، و می‌دانید که آنجا تیراژ حداقل 50 هزار تا 100 هزارتاست. یعنی یک مترجم یا یک نویسنده با یک کتاب اغلب می‌تواند چند سال زندگی خودش را تأمین کند و حتی خانه بخرد. بنابراین در جواب این سؤال که اثری که مترجم عاشقانه ترجمه کرده با چه سرنوشتی روبرو می‌شود، باید بگویم خدا می‌داند. چون مترجمان حرفه‌ای وضع زندگیشان بسیار دشوار است، در حالی که کارشان این است. چه رسد به اینکه بخواهند به منابع مختلف رجوع کنند، عاشقانه کار کنند، چند تا پاکنویس کنند و… بعدش هم که ناشر قبول نمی‌کند و مثلاً می‌گوید بازار، کتاب را نمی‌طلبد و مترجم باید کتابش را زیر بغلش بزند و از این بنگاه نشر به بنگاه نشر دیگر رجوع کند. مگر اینکه سفارش دهنده‌ی کتاب ناشر باشد که خوب طبعاً مترجم دیگر زیاد عاشق نیست و مجبور است!

 

برگرفته از: روزنامک

 

 

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: