آیا امانتداری خوب است؟


 

گفت وگو با دكتر فرزانه فرحزاد درباره «امانتدارى مترجم»

دكتر فرزانه فرحزاد، استاد مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبايى، فهرستى از فعاليتهاى علمى معطوف به نقد ترجمه را در كارنامه خود دارد. وى ارائه دهنده يكى از اولين مدل هاى سنجش كيفيت ترجمه در سال ۱۹۹۲ است. مقاله وى پس از ارائه در كنفرانس دانشگاه دانمارك مكرراًً توسط ديگر محققان مورد ارجاع قرار گرفته است. نقد ترجمه در چارچوب تحليل انتقادى گفتمان موضوعى است كه اين اواخر وى را به خود مشغول داشته است. به همين بهانه گفت وگوى زير را با وى ترتيب داده ايم.

 

  • منظور از نقد ترجمه و كيفى چيست؟

 

آنچه تاكنون در ادبيات ترجمه در اين مورد آمده نشان مى دهد كه همواره ارزشيابى را با نقد يكى دانسته اند و اصطلاحاتى چون ارزيابى (Evaluation)، ارزشيابى (Assessment) و نقد (Criticism) به جاى يكديگر به كار رفته اند. در ارزشيابى پرسش اصلى «درست و غلط» يا «خوب و بد» بودن ترجمه است. ارزشيابى خاص اهداف آموزشى است درصورتى كه در نقد ارتباط ترجمه با جامعه، تأثير ترجمه بر جامعه و مخاطبان و بررسى انتخابهاى واژگانى و نحوى مترجم مطرح مى شود. به عقيده من، امروزه ابزارى در اختيار داريم كه سى سال پيش كسانى مثل رايس، هاوس و نُرد نداشتند. وابستگى بيش از حد آنها به متن درنهايت به نوعى معادله و رابطه خطى يك به يك تقليل پيدا مى كرد. ابزارى كه امروز در اختيار داريم نتيجه ماهيت بينارشته اى مطالعات ترجمه است كه طى آن هر بينش و بصيرتى كه در ديگر شاخه هاى علوم به دست مى آيد خود را به صورتى در اين رشته بازمى نماياند يا اينكه ترجمه پژوهان راه هايى براى تطبيق آن با ترجمه مى يابند. وقتى صحبت از نقد مى كنيم بهتر است از فضاهاى آموزشى صرف نظر كنيم و به تأثير ترجمه در فرهنگ، ادبيات و تاريخ جامعه مقصد بپردازيم. اينگونه نقد مى تواند همانند ارزشيابى با مقابله شروع شود و بدون آنكه نمره اى به مترجم بدهد به مطالعه تلويحات، تأثيرات و علل انتخاب هاى واژگانى و نحوى مترجم در جامعه بپردازد.

 

  • آيا اصول اين چارچوب از رشته ديگرى وارد مطالعات ترجمه شده اند؟

 

بله، براى درك اين مدل حتماً بايد به حوزه «تحليل انتقادى گفتمان» توجه كافى كنيم چون چارچوبى فراهم آورده كه از آن مى توانيم براى نقد استفاده كنيم. با توجه به اين نكات كه حيات زبان در جامعه است، ترجمه با زبان مواجه است و منفك از جامعه عمل نمى كند يعنى در جامعه توليد، توزيع و مصرف مى شود، مى توان گفت هر اتفاقى كه در ترجمه مى افتد لزوماً مرتبط با جامعه است. از تحليل انتقادى گفتمان مى توان براى نقد ترجمه استفاده كرد، اما نقدى كه با توصيف شروع مى شود و به تحليل مى رسد.

  • نحوه عملكرد اين چارچوب دقيقاً به چه صورت است و محقق ترجمه را به چه سمت و سويى هدايت مى كند

تحليل انتقادى گفتمان يك نگاه يا رويكرد به ترجمه است. نقد ترجمه هم مى تواند از همين رويكرد استفاده كند. نقد بايد به دنبال كشف اين نكات باشد كه انتخاب هاى واژگانى و نحوى به چه دليل اتفاق افتاده و چه تلويحاتى دارد. در اين صورت نقد بايد دائماً در حال رجوع به جامعه باشد و از دريچه جامعه و فرهنگ به ترجمه بنگرد. مهم درك اين نكته است كه انتخاب هاى مترجم از يك طرف چه تأثيرى بر جامعه گذاشته و از طرف ديگر خود تحت تأثير چه عواملى در جامعه بوده است. مثلاً كلمه «Comrade» در رمان «مزرعه حيوانات»، قبل از انقلاب به «رفيق» و بعد از انقلاب به «برادر» ترجمه شد. در هر دو انتخاب مطمئناً انگيزه ها و عوامل اجتماعى سياسى دخيل بوده اند. در اين مثال صحبت از درست يا غلط بودن اين يا آن معادل راه به جايى نمى برد چون هر دو به چاپ رسيده و خوانندگان متعددى داشته است. در اينجا كار نقد بايد بررسى و مطالعه چرايى اين انتخابها، نوع فضا و تلويحات منتج از هر كدام باشد.

 

  • از رهگذر اين نقد چگونه مى توان به مسائل كلاسيك ترجمه مثل امانتدارى و معادل نگاه كرد؟

اصولاً امروزه در نقد نبايد ديگر صحبت بر سر ميزان امانتدارى مترجم باشد. به اين خاطر كه اين بحث مبتنى بر پيش فرض هايى از اين قبيل اند كه نويسنده مرجع اصلى است، اصالت از آن وى است و مترجم لزوماً تابع اوست و ترجمه در بهترين حالت اثرى فرعى و سايه اى از متن اصلى ترجمه شده را معادل متن مبدأ فرض كرده ايم و رابطه اى كمابيش رياضى بين آنها قائل شده ايم. آنگاه ناخودآگاه به دنبال بقيه اجزا و سطوح اين رابطه هستيم. منظور اين نيست كه رابطه اى بين اين دو نيست يا امانتدارى مفهومى مردود است. بلكه اين رابطه معادله نيست و امانتدارى تعريفى ديگر دارد. در مثالى كه از ترجمه «مزرعه حيوانات» زديم آيا مى توان گفت اين مترجم ها امانتدار نبوده اند در اين جا بهتر است بگوييم امانتدارى در پرتو عرف و سياست رايج تعريف ديگرى پيدا كرده است. منظورم اين است كه تعريف همه اين معيارها تابع چارچوب نظرى اى است كه براى قضاوت به كار مى بريم.

 

  • با اين وجود ماهيت رابطه متن مبدأ و مقصد از نظر شما چيست؟

به نظرم رابطه اى كه ميان متن مبدأ و ترجمه هايش در زبان هاى مختلف مى تواند وجود داشته باشد از نوع «بينامتنى» است. وقتى متنى در زبانى توليد مى شود در رابطه اى بينامتنى با تمام متون هم عرض در زبان خود قرار مى گيرد. به اين معنا كه بعضى عناصر را از متنهاى پيش از خود و بعضى عناصر ديگر را ، به تعبير فركلاف، «تازه» دارد. به نظر من وقتى اين متن به زبانى ديگر ترجمه مى شود بار ديگر در رابطه اى بينامتنى با كليه آثار مرتبط در زبان مقصد قرار مى گيرد. نقد ترجمه در مدلى كه مطرح كرده ام مستلزم پذيرش دو پيش فرض است؛ يكى اين كه متن مبدأ و مقصد همانطور كه اشاره شد ارتباط بينامتنى دارند بى آنكه معادل هم باشند. ديگر اينكه متن ترجمه شده بخش هايى را از متن مبدأ تكرار و عناصرى را از خود اضافه مى كند. اين همان بخش «آفرينشى» ترجمه است. نقد ترجمه در اين مدل، بيشتر با همين بخش آفرينشى ترجمه سر و كار دارد.

 

  • آيا اين نقد تقسيم بندى خاصى هم دارد ؟

 

نقد ترجمه مى تواند تاريخى ( Historical) باشد كه خاص مواردى است كه متن مبدأ به هر دليلى در دسترس نيست ولى تأثيرش محرز است، مثل «هزارويكشب» كه تاريخى از ترجمه به زبانهاى مختلف را پشت سر گذاشته يا در جامعه يا جوامع مبدأ تأثيرهاى خاصى داشته است. ارتباط متون مختلفى كه تحت اين عنوان نوشته يا ترجمه شده اند الزاماً بينامتنى است نه معادله اى. نقد تاريخى همين طور مى تواند در مورد تأثير، نقش و عملكرد ترجمه در مقطع تاريخى خاصى باشد مثل جريان ترجمه از عربى به فارسى در دوره صفويه كه احتمالاً به انگيزه رواج و تقويت مذهب در كشور بود. جنبه مهم اينگونه تحقيق پى بردن به زواياى اجتماعى هر دوره از طريق مطالعه و بررسى چگونگى ترجمه آثار در آن دوره خاص است. نوع ديگر نقد، مقايسه و مقابله عناصر ايدئولوژيك و حساس در متن پيشين و نحوه انتقال آنها به متن پسين است تا بررسى شود انتخاب هاى صورت گرفته حاكى از چه گرايش يا جو سياسى، فرهنگى يا تاريخى است. از دريچه اين رويكرد توصيفى نقد است كه براحتى مى توانيم ادعاى بعضى نظريه پردازان مطالعات ترجمه مثل تورى و زهر را بپذيريم كه مى گويند متنى كه ترجمه مى شود ،بخصوص متن ادبى، ديگر به زبان مبدأ تعلق ندارد و به نظام چندگانه ادبيات زبان مقصد مى پيوندد. با اين نگاه ديگر جست وجوى معادل، در معناى كلاسيك، جايى ندارد زيرا بعضى از نگاههاى توصيفى از ابتدا بى آنكه به نوع رابطه بين متون مبدأ و مقصد بپردازند، تنها به نقش متن در ادبيات مقصد توجه مى كنند.

 

  • مراحل و سطوح اين نقد كدامند؟

 

در مدل پيشنهادى من براى نقد هر اثر ترجمه اى بايد در دو سطح به متن نگاه كنيم. ابتدا در سطح عناصر خرد يعنى آن چيزى كه در متن وجود دارد مثل كلمات و ساختارهاى دستورى، اينكه كدام يك مى توانند از لحاظ ايدئولوژيك مهم باشند و تلويحات سياسى، فرهنگى خاص داشته باشند. سطح كلان نيز شامل عناصر پيرامون متن است كه درباره ترجمه يا همراه آن است، مثل مقدمه و مؤخره مترجم، نقدهايى كه راجع به متن نوشته شده و حتى ويژگيهاى ظاهرى و بصرى مثل رنگ و طرح جلد كتاب ترجمه شده در مقايسه با متن پيشين.

 

  • به نظر مى رسد در نقد ترجمه در حيطه فرهنگ و اجتماع، ابزارى كه مى توانيم از آن بهره ببريم نشانه شناسى فرهنگى است. نظر شما چيست؟

 

البته، ولى مدلى كه امروز به آن اشاره كردم بر اساس تحليل انتقادى گفتمان است. آنچه كه تا به حال بيشتر در مورد آن بحث شد متن مكتوب يا كلامى بود. در عين حال فكر مى كنم هر چه تعريف متن گسترده تر مى شود به ابزارهاى بيشترى براى نقد آن نياز داريم. در حال حاضر ما با متون چند رسانه اى و سايبرهم سروكار داريم و آنها را هم مى توان بر همين اساس نقد كرد و هم همانطور كه شما اشاره كرديد مى توان از ديدگاه نشانه شناسى به آنها پرداخت، اما هنوز مدلى براساس نقد نشانه شناختى ترجمه نديده ام.

 

  • آيا مى توان رويكرد نقد را بومى سازى كرد؟

 

به نظر شما آيا نمى شود طرح اين مدل را در اين كشورنوعى بومى سازى تلقى كرد جامعه اى مثل ايران كه ترجمه در آن تا اين حد گسترده انجام گرفته و مى گيرد بستر بسيار مناسبى است براى طرح اين موضوع و كمك به رشد مفاهيم مربوط به نقد.

 

برگرفته از: کلک پیرا

 

 

Advertisements

۱ دیدگاه»

  ی رحیمیان wrote @

مطالب مفید و آگاهی دهنده ای دارید مخصوصا برای علاقمندان به این رشته شما را لینک کردم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: