تجربه ی يك عمر



… و ديگري نثر ترجمه آقاي »سيار«. اين نثر در نهايت زلالي، شيريني، شيوايي و روشني است؛ به گونه اي كه هيچ نيازي به باز كردن قلاب نداشته. ترجمه متن مبناي ايشان هم مي بايستي ترجمه تفسيرآميزي بوده باشد چراكه اگر ترجمه اورشليم، ترجمه غيرتفسيرآميزي مي بود، مي بايست در ترجمه ايشان هم منعكس مي شد يا اينكه اينهمه مبناي ترجمه هاي ديگر قرار نمي گرفت. اين نثر ترجمه، نثري است كه با يك عمر كار فرهنگي به دست مي آيد و محصول اين 4 سال اخير نيست. اگر از من بپرسند كه روي ترجمه قرآن چقدر كار كرده اي، مي گويم: 4 سال و 30 سال و اگر بپرسند روي حافظ چقدر كار كرده اي، مي گويم: 50 سال و اخيرا 10 سال. كار ايشان هم از كارهايي است كه فقط با يك عمر بسيج دانش ها و نيروهاي پيدا و پنهان پديد مي آيد و اين است كه سبب شده به اين صورت جهان پسند، همه پسند و بويژه خواص پسند منتشر شود. من شايد بيش از 200 صفحه از اين متن را، غير از مقدمه ها، خواندم اما هيچ جا نبود كه كلمه اي مثل ريگ زير دندانم بيايد يا به كلمات نامناسب، مهجور و برساخته هاي جانيفتاده و بي سليقه بربخورم. ترجمه، همه جا روان، همه جا مفهوم و همه جا معني بخش است. خواندن كلمات به سرعت معنا مي داد و… ب


نويسنده: بهاء الدين خرمشاهي

متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

در آغاز كلمه بود  گفت و گوي اختصاصي با پيروز سيار

ایـــــــن را هم بخوانید.


Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: