بایگانیِ اوت, 2009

سان… در فیلم


گیوتین: سر بر تن انسان زیادی است!

سانسور: بابا گیو، داری تند می ری. بچگی هاتم همین طوری بودی؛ تندروی افراطی.

گیوتین: افراطی هستم، ولی رو راستم. تو چی مارمولک؟

سانسور: مارمولک که من نیستم. مگه فیلم شو..]سانسور[

گیوتین: چی شد؟! حرفتو خوردی؟

سانسور: آقا من هم با تو هم عقیده ام ولی معتقدم این کار را باید با پنبه کرد، نه با دست های جنابعالی.

گیوتین: شرم بر تو باد.

سانسور: فحش می دی؟ مرتیک… د… ک… ع…


ادامهٔ مطلب »

Advertisements

live your dream


این جمله در انگلیسی زیاد کاربرد دارد؛ live your (dream, life,
destiny, …)
. هر بار که به این جمله
برمی خوردم، درمی ماندم که معادل بومی آن در فارسی چه می شود؟ یا اگر بومی نداریم،
معادل فارسی آن ـ نه ترجمه ی لفظی آن ـ چه می شود. الان که به ذهنم رجوع می کنم،
فقط رمان کیمیاگر پائلو کوئیلو را یادم می آید که در آن چند باری آقای حجازی (مترجم)
این جمله را آورده است: «رؤیایت را بزی.»!!!! همچین دلچسب نیست. تازه، کلی هم غریب
است. در همان نگاه نخست، می شود فهمید که این ترجمه ی 
live your dream است. گذشت و گذشت و گذشت تا این­که دیشب
مشغول خواندن مصاحبه ای از عبدالله کوثری بودم. در حین خواندن، جمله ای توجه من را
به خود جلب کرد؛ « شما ببنيد مترجمان خوب ما خودشان خوب چيز می نويسند…
واقعا اين بخش آگاهی از زبان است. يعنی زندگی کردن با زبان.» گفتم
خودشه؛ زندگی کردن با… با خاطراتت زندگی کن. با یادش زندگی کن. این سالها را با
یاد او زنده مانده ام. من با این باغ زندگی کرده ام.

پس می شود live your dream را
چنین ترجمید: با رؤیایت زندگی کن.

حالا آیا این تنها و بهترین معادل می شود؟ فعلاً که بنده این را
یافته ام. شما نظر خاصی دارید؟

——————

پیشنهاد دکتر خزاعی فر «تحقق بخشیدن رؤیا» است. بعداً در
این مورد هم می نویسم.