گفتگو با رضا رضایی


در شماره ی جدید کتاب هفته (شنبه 4 مهر 88، ش 200) گفتگویی با آقای رضایی صورت گرفته است. گزیده ای از آن مصاحبه که در منحصراً از ترجمه صحبت شده، در زیر آمده است. دوستان برای مطالعه ی بخش های خواندنی دیگر این مصاحبه می توانند به نشریه ی کتاب هفته رجوع کرده یا به تارنمای خانه ی کتاب، به نشانی کتاب هفته رفته و مطلب مورد نظر را دریافت کنند. البته هر شماره ای دو هفته پس از انتشار روی تارنمای خانه ی کتاب گذاشته می شود!

در شماره ی جدید کتاب هفته (شنبه 4 مهر 88، ش 200) گفتگویی با آقای رضایی صورت گرفته است. گزیده ای از آن مصاحبه که در منحصراً از ترجمه صحبت شده، در زیر آمده است. دوستان برای مطالعه ی بخش های خواندنی دیگر این مصاحبه می توانند به نشریه ی کتاب هفته رجوع کرده یا به تارنمای خانه ی کتاب، به نشانی کتاب هفته رفته و مطلب مورد نظر را دریافت کنند. البته هر شماره ای دو هفته پس از انتشار روی تارنمای خانه ی کتاب گذاشته می شود!

در ترجمه­ی آثار ناباکوف و جین آستین به لحاظ زبان به مشکلی برنمی­خورید؟ چون هر یک از این نویسندگان زبان خاص خودشان را دارند و انتقال روح این زبان به فارسی کار بسیار دشواری است؟ آیا در پیداکردن زبان هر یک از این نویسندگان موفقید؟

سعی می­کنم زبان و لحن هر نویسنده­ای را پیدا کنم و پس از آن اثر را به فارسی برگردانم. ناباکوف نویسنده­ای است که در سطح دیگری می­نویسد و امثال کلامی به شکل دیگری برایش مطرح است.

همان­گونه که اشاره کردید، او خودش دست به واژه­سازی می­زند و تعبیرات جدیدی در زبان انگلیسی ساخته و به کار برده است. این­گونه کلنجار رفتنِ مترجم با متن، با ترجمه­ی مقاله­ای از یک روزنامه تفاوت کامل دارد. در این مقاله قرار است صرفاً گزارشی به مخاطب داده شود، درحالی­که در آن­جا باید لحن یک نویسنده بازآفرینی شود. جین آستین هم مشکلات خاص خودش را دارد. زبان انگلیسی دویست سال پیش با زبان انگلیسی امروز تعبیر و تفاوت­هایی از سر گذرانده است. مترجم باید مطالعه کند، منابع زیادی دم دست داشته باشد و به نقدهای آکادمیک مراجعه کند تا بتواند به زبان و لحن نویسنده نزدیک شود. این قدم اول است. در قدم دوم، وقتی مترجم به زبان اثر نزدیک شد، باید تصمیم بگیرد آن را چگونه به زبان فارسی منتقل کند؟ این­جا هم تلاش مضاعفی لازم است چراکه باید مابه­ازای اصطلاحات و امثال را پیدا کرد و فکر شود که اگر نویسنده امروز زنده بود و می­خواست اثرش را به زبان فارسی بنویسد، از چه اصطلاحات و واژگانی بهره می­گرفت؟ چه شگردهایی به کار می­برد تا مقصودش را به بهترین وجه بیان کند؟

این­ها آن چیزهایی است که مترجم باید به دنبالش برود و به یک زبان و قلم ویژه برسد. می­شود مترجم را نقد کرد که این، آن زبان و قلم نیست، اما باید تریبون­هایی باشد که این نقدها منعکس و نوشته شود. در مجموع تلاش مترجم باید ارتقای اثر و زبان آن باشد.

آیا در بین مترجمان امروز، مترجمی هست که به کارش علاقه­مند باشید و برای شما یک مترجم ایده­آل به حساب آید؟ و اگر تصمیم به مطالعه­ی کتابی داشته باشید، ترجمه­ی او را انتخاب می­کنید؟

اگر در بین مترجمان ایران بخواهیم دنبال مترجم ایده­آل بگردیم، من نجف دریابندری را به عنوان بهترین مترجم زبان انگلیسی می­شناسم. آقای محمد قاضی هم در زبان فرانسوی مترجم قابل و توانایی بود.

شما برای پیدا کردن زبان­های مختلف در ترجمه­ی آثار، دست به مطالعه­ی آثار چه کسانی می­زنید؟ آیا ادبیات کلاسیک فارسی را می­خوانید؟ شعر شاعران دیروز و امروز را می­خوانید؟ چه می­کنید؟

به نظر من مترجم باید بیشتر به مطالعه­ی نقد بپردازد. غیر از آن آثاری که نام بردید، مترجم لازم است رمان و شعر هم بخواند. یک سلسله مطالعات اختصاصی هم برای هر مترجمی لازم است که منجر به شناخت آن نویسنده­ای می­شود که مترجم قصد ترجمه­ی آثارش را دارد. در این زمینه ممکن است گاهی منابع کمتری وجود داشته باشد، ولی کتاب­های فراوانی به زبان انگلیسی یا فرانسوی هست که باید به این کتاب­ها مراجعه کرد. به­خاطر همین است که ترجمه­ی یک یا دو صفحه از یک متن شاید کار چندان سختی نباشد. من می­بینم مترجمانی را که خیلی زیاد ترجمه می­کنند. افرادی را هم می­بینم که روزی دو یا سه صفحه بیشتر ترجمه نمی­کنند؛ مثل خودم. من به­ازای روزی ده ساعت کار مداوم روزی سه صفحه بیشتر ترجمه نمی­کنم. برای این­که باید دائماً در کنار ترجمه، مطالعه، و از بسیاری کارها هم اجتناب کرد.

شما فرایند ترجمه­ی یک اثر را کار مکانیکی ارزیابی می­کنید یا کاری خلاقه و هنری؟ اگر ترجمه کاری خلاقه است، مترجم تا حدودی توان نویسندگی و آفرینش را هم دارد که چای ترجمه قربانی می­کند؟

من نظرم را با دو رویکرد توضیح می­دهم. رویکرد اول این است که در ترجمه­ی متن­های توضیحی (غیر ادبی) نیاز چندانی به خلاقیت وجود ندارد. ترجمه در این عرصه بیشتر متکی به تکنیک و تسلط به موضوع است. من نمی­خواهم از اصطلاح مکانیکی استفاده کنم، اما به هر حال، ترجمه­ی چنین متن­هایی تکنیک و فوت و فن لازم دارد که این را با ممارست و مداومت و مهارت، بدون این­که نیازی به خلاقیت باشد، به دست می­آوریم و قابل آموزش است.

رویکرد دوم مربوط به ترجمه­ی متن­های ادبی و فلسفی است. ترجمه­ی این دست آثار علاوه بر دانش، شناخت و مهارت که لازم است، نیاز به خلاقیت و هنر نیز دارد. مترجم چنین متن­هایی، در واقع به بازآفرینی می­پردازد. در این­جا خلاقیت حرف اول را می­زند، و اگر غیر از این باشد، آن ترجمه موفق نیست. مترجم باید آن اثر را چنان جذب خود کند و به فارسی برگرداند که با همان حال و هوایی که در متن اصلی جاری است و خود تشخیص می­دهد، پیاده کند. این روند یک کار خلاقه است و در واقع فرایند خلاقیت هم همین است.

قبل از انتخاب کتابی برای ترجمه، آیا به مخاطبان آن هم فکر می­کنید؟ به­طور کلی مخاطبان یک اثر چقدر در انتخاب­تان تأثیرگذار است؟

صد در صد به مخاطب فکر می­کنم. چون من مترجمی حرفه­ای هستم و زندگی­ام از این راه باید تأمین شود. پس طبیعتاً کتابی را انتخاب نخواهم کرد که چند صد نفر مخاطبانش باشند، پانصد نسخه بفروشد و بقیه در انبار ناشر بماند. باید برای ترجمه­ی یک کتاب مذاکرات مقدماتی را با ناشر داشته باشم، و البته همیشه همه­چیز به دلخواه من پیش نمی­رود، و چیزهایی را بازار به ناشر و مترجم دیکته می­کند. من جزو معدود مترجمان حرفه­ای در این کشور هستم که از راه ترجمه نان می­خورم و فکر نمی­کنم شما بتوانید در ایران پنج نفر مثل من پیدا کنید که از این راه امرار معاش می­کنند.

اتفاقاً می­خواستم بپرسم آیا زندگی شما از راه ترجمه تأمین می­شود و آیا از حداقل­های یک زندگی متوسط برخوردارید؟

آری شود، اما به خون جگر شود. چه عرض کنم؟ واقعاً زندگی به­سختی می­گذرد. به هر حال من کارهای زیادی دارم که هنوز منتشر نکرده­ام. کارهای انباشته­شده از سال­های پرتلاش گذشته را در دست دارم که فرصت چاپ پیدا نکرده­اند. الان چهار عنوان کتاب من در انتظار مجوز است. یک کتاب نقاشی ترجمه کرده­ام که آن هم در انتظار مجوز چاپ است، اما هنوز جوابی به من نداده­اند. به هر حال این آثار باید منتشر شوند تا زندگی من طبق معمول بگذرد وگرنه به مشکل برمی­خورم و از تأمین حداقل نیازهای زندگی عاجز می­شوم. نه حقوقی از جایی می­گیرم، نه وامی به من داده می­شود.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: