مترجم و فرهنگ واژه ها


↔  

چرا باید با وجود داشتن فرهنگ هزاره، فرهنگ پویا (باطنی) را هم بخرم؟

چون:

a bitter pill (to swallow

آش کشک خاله است :هزاره

حقیقت تلخی است که باید پذیرفت :پویا

کدام یک از این دو معادل برای این جمله مناسب است؟

His failure to become a lawyer is a bitter pill to swallow

«این که او نتوانست وکیل دادگستری شود حقیقت تلخی است که باید پذیرفت.»

مثال هایی دیگر:

Beg the question

مصادرۀ به مطلوب کردن / (مسئلۀ مورد بحث را) مسلم فرض کردن :هزاره

[منطق] مصادرۀ به مطلوب کردن / (چیزی) را بدیهی فرض کردن :باطنی

به سؤالی جواب ندادن، سؤالی بی جواب ماندن

spending the summer travelling round the India is a great idea, but it begs the question of how we can afford it.

«تابستان را به گردش در گوشه و کنار گذراندن فکری است عالی، اما این سؤال بی جواب می ماند که ما چطور می توانیم از پس هزینۀ آن برآییم.»

Fork out

(محاوره) 1. vt [پول] دادن، سلفیدن، رد کردن 2. vi پول دادن، سلفیدن :هزاره

[مجازی] پیاده شدن :باطنی

I had to fork out over $600 on my car when I had it serviced

«وقتی ماشینم را دادم سریس، مجبور شدم بیشتر از 600 دلار پیاده بشوم.»

چون: هر چند هزاره در دادن معادل برای بیشتر واژگان دست بازتر عمل کرده، ولی در بعضی موارد، به ویژه در مورد اصطلاحات، دیده می شود که معادل های باطنی کاربردی تر هستند. همچنین برای هر اصطلاحی جمله ای را هم شاهد آورده و به فارسی روان ترجمه کرده. و اضافه کنیم که درآیندهای جدیدتری نسبت به هزاره در آن به چشم می خورد که بسامد بالایی هم دارند، از جمله

آنفلونزای مرغی

Bird flue

خبر فوق العاده، خبر فوری

Breaking news

اخبار اقتصادی، اخبار بازرگانی

Biz news

هویت ژنتیکی

Genetic fingerprint

پاک سازی قومی

Ethnic cleansing

اشاره شد که هزاره معادل های بیشتری در اختیار مراجعه کننده می گذارد. همین قدرت انتخاب را بالاتر می برد. مخصوصاً این که واژه ها با شماره بندی تفکیک معنایی شده اند و مترجم سردرگم نمی شود. البته برخی بر این ویژگی هزاره نقد دارند که چرا این همه معادل را پشت هم قطار کرده است!

اما بد نیست اشاره ای هم به فرهنگ نشر نو شود. این فرهنگ به کاملی دو فرهنگ پیش گفته نیست ولی، به نظر من، مزیتی بر آن دو دارد که این فرهنگ را دوست داشتنی می کند. به گمان من برابرنهاده های این فرهنگ ظریف و زنده هستند و در بعضی موارد نسبت به برابرنهاده های باطنی و حق شناس سرتر و زنده تر هستند. من که به تفکیک معنایی آقای جعفری اعتماد کامل دارم. شیوۀ گردآوری معادل های این فرهنگ به ما می گوید که تمام واژگان به کار رفته همگی روح دارند و به زیبایی در بافت جمله می نشینند. استاد جعفری در مقدمۀ فرهنگ می آورد که، «در اواسط دهۀ 1350 که پس از پانزده سال ترجمه و تألیف و ویرایش و تصحیحِ نزدیک به پانصد کتاب به سردبیری و سرپرستی بخش تولید بزرگ ترین مؤسسۀ انتشاراتی خصوصی کشور (مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر) رسیده بودم، هنگام نظارت بر کار تصحیح و چاپ فرهنگ ها و مقایسۀ آن ها با منابع خارجی به نقایص و کاستی ها و بی نظمی ها و نابسامانی های فراوانی برمی خوردم و آن ها را یادداشت می نمودم تا در فرصتی مناسب فرهنگ هایی کم نقص تر و منظم تر و بسامان تر تألیف و تدوین کنم. همچنین هنگام ویرایش و تصحیح متون مختلف اصطلاحات و برابرهای جالب و ناب آن ها را نیز یادداشت می کردم.»

فرهنگ نشر نو

مثلاً به این فعل گروهی توجه کنید

Grind sth out

(به طعنه) مدام تولید کردن، دائم بیرون دادن، پشت سر هم در آوردن :هزاره

[کتاب و غیره] گُرّ و گر بیرون دادن :پویا

[تألیف و تصنیف] از خُم رنگرزی درآوردن، گُرّ و گر ساختن یا بیرون دادن :نشر نو

از این دست اصطلاحات و عبارت های شیرین در فرهنگ نشر نو زیاد است. مثلاً برای daft معادل «سه» را آورده که هیچ کدام از دو فرهنگ هزاره یا پویا آن را ذکر نکرده اند.

احمق، دیوانه، خُل، خر، سه :daft

حماقت، دیوانگی، خریّت، سه بازی :daftness

البته فراموش نشود که فرهنگ نشر نو ویژگی منحصر به فردی که دارد صورت انگلیسی-انگلسی-فارسی آن است که آن را از بقیه متمایز می کند.

بهترین و ایده آل ترین حالت آن است که این سه فرهنگ در کنار هم استفاده شوند. مشورت با دو غول زبان شناس و یک ادیب و همکاران دانشمند آن ها نعمتی است که نصیب نسل ما شده است. از همنشینی با این بزرگان لذت ببرید.

در پایان باید گفت هیچ فرهنگی کامل نیست و باز همۀ فرهنگ ها روی هم نیز کامل نمی شوند. تکمیل کننده و متمم تمام فرهنگ واژه های دوزبانه، فرهنگ واژۀ ذهن مترجم است. چون انعطاف پذیری و قدرت تشخیص بسیار بالا و ظریفی دارد.

Advertisements

5 دیدگاه»

  رها wrote @

خیلی جالب بود. توجه نکرده بودم تا حالا. با اینکه هر دو دیکشنری را داشتم اما اکثرا سراغ هزاره میرفتم. باید دوباره بررسی کنم.

  شبنم wrote @

بهتر بود این فرهنگ ها جایی وبسایتی داشت که مترجم ها می توانستند برابرنهادهای خودشان را هم اضافه کنند. من خودم به فرهنگ نگاه می کنم ولی در بیشتر موارد معادل های بهتر و متفاوتی به ذهن خودم می رسد.

  سید wrote @

سلام
من مقالۀ نیمه کاملی به نام «چرا باطنی؟» داشتم ولی به اتمام نرساندم. به دانشجویان رشتۀ ترجمه هم گفته بودم که دو صفحه از فرهنگ دکتر باطنی (پویا) را با مورد متناظرشان در فرهنگهای دیگر مقایسه و بررسی کنند و با وجود اینکه این کار نمره هم داشت کسی آن را انجام نداد. امروز، نکته های ظریف ذکر شده در مقایسۀ شما من را بسیار هیجان زده کرد. من مطمئن هستم با کمک افراد باحوصله و دقیقی چون شما بررسی ها و نتیجه گیریهای کامل تری در این خصوص انجام خواهد شد.
من پیشنهاد شبنم را عالی می دانم و معتقدم این کار راه را برای رسیدن به فرهنگهایی بهتر هموارتر خواهد کرد.

  نوری wrote @

سلام.
توضیحاتی دقیق و زیبایی بودند.
ممنونم بابت مطالب این پُست.
یا تشکر
نوری

  آهوان wrote @

به نظر اون دوست دست اندرکاران این فرهنگ لغات باید به فکر ایجاد یک وب سایت برای تبادل نظر مترجمان درباره اصطلاحات و لغات باشند


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: