زبان در مقالۀ علمی


در فضای مجازی مقاله ای در موضوع آموزش ترجمه پیدا کردم و با نگاهی به منابع مورد استفادۀ نویسنده مشتاق خواندن مقاله شدم. مقاله، طبق کلیشه­های موجود، از اهمیت موضوع (آموزش ترجمه) شروع می­کند و، در پیِ آن، از مسائل و مشکلات نظام آموزشی ایران می گوید و بعد راهکارهایی پیشنهاد می دهد. از پراکنده­کاری و غیرعلمی بودن مقاله که بگذریم، به موردی اشاره می کنم که در حین خواندن مقاله دلم را زد! وقتی ما در ایران از ترجمه صحبت می کنیم، یک طرف آن زبان فارسی است. نویسنده با این که به اهمیت ترجمه اذعان دارد و با نقل قول هایی از مترجمان بزرگ و نظریه پردازان و صاحب نظران ترجمه توصیه هایی به مسئولان، سیاست گذاران، و مترجمان می کند، متأسفانه خودش در اولین گام می لنگد! سواد فارسی نویسی نویسنده ضعیف است. بارزترین مشکل ایشان استفاده از جملات طولانی است که با ضرب و زور «که»، «و»، «تا»، و «پس» به هم وصله شده اند. نتیجه این می شود که جمله بی مزه و بی رمق می شود، یا در آخر جمله دو سه فعل پشت سر هم قطار می شوند. بگذریم که در میان برخی جمله ها پرانتز باز شده و، گاه، یک جمله برای توضیح آمده طوری که در روند پردازش ذهنی خواننده اخلال ایجاد می کند. یا مشکل دیگر، فاصلۀ طولانی انداختن بین فعل های ترکیبی است، چنان که درک پیام جمله را دشوار و خواننده را مجبور می کند که به اول جمله برگشته و دوباره بخواند.

از مشخصات اصلی و اولیۀ مقالات علمی سادگی و رسایی سبک نوشتاری است. و یکی از راه های نوشتن به سبک ساده و رسا استفاده از جملات کوتاه و متوسط است، مخصوصاً در زبان فارسی که فعل در آخر جمله می آید.

اگر بخواهیم بیشتر دقیق شویم، می بینیم که نویسنده از سبک یکسان و یکدست علمی نیز در مقاله استفاده نکرده. بعضی­جاها به دنبال جملات طولانی و کشدار جملات عامیانه می آیند. یا جملاتی در متن دیده می شود که نامفهوم یا دُش­فهم هستند.

این ها به مقاله و نویسنده مربوط می شود. حالا اگر بگویم این مقاله در همایشی با موضوع آموزش ترجمه پذیرفته شده، چه می گویید؟ یعنی کیفیت مقالات ارسالی این قدر پایین بوده که چنین مقاله ای ناگزیر به انتخاب داوران به جمع برگزیده ها پیوسته؟ امیدوارم در این وانفسای کاغذ نخواهند مقالات برگزیده را کتاب بکنند!

Advertisements

2 دیدگاه»

  صفا wrote @

سلام.

منم چند روز پیش یه کتابی دیدم اندر باب ترجمه. هم نویسنده اش و هم ویراستارش خانم دکتر بودن. ولی اسم کتاب، اصلاً به شکل فارسی روان نبود، بیشتر شبیه ترجمه ی تحت اللفظی و ناشیانه بود.
اسم کتاب رو که دیدم، دیگه دوست نداشتم مطالب داخلش رو بخونم.

  نيما wrote @

اگر منظورتون همايشي هستش كه پارسال (89) در دانشگاه طباطبايي برپا شد، بايد ميومدين ارايه ي بعضي از مقالات رو مي ديدين! در عين مفيد بودن بعضي مقاله ها، بعضي شون از فاجعه اون طرف تر بودن!
ديگه از نظم و زمانبندي ارايه ي مقالات نمي گم چون اينجا هنوز همون ايرانه، حرجي نيست!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: