بایگانیِ ترجمه

کارگاه 9


شمارۀ نه ام، شهریور 1390

پایین گذاری (252kb)

در این شماره می خوانیم:

ویرایش: مقامات

واژه شناسی: واژگان عربی در فارسی

ادبیات: سه قطره خون

شعر: حیدربابایه سلام (شهریار)

نکتۀ ترجمه: friendly-

مقابلۀ ترجمه: حریم، اثر فاکنر، به ترجمۀ فرهاد غبرایی

نظریه پردازان: یوجین نایدا

——————–

صفحۀ اول کارگاه

No to…/Yes to…


ترکیب موجز و معروفی در زبان انگلیسی است که در اکثر راهپیمایی ها و تظاهرات می توان دید. No To… مثلاً این ها را بارها دیده ایم: No To War یا No To Corruption. متضاد این شعار را هم داریم: Yes To…

می دانیم که از پیش شرط های ضروریِ اقبال مردم به یک شعار موجز، آهنگین، و معنادار بودن آن است. شعار ِ اهل یک زبان با اهل زبانی دیگر بسیار متفاوت است چون ساختار زبانی، فرهنگ، و مشکلات آن ها با هم فرق دارد. در زبان فارسی، که گویشوران اش از گذشته های کهن اهل شعر و ادبیات بوده اند، شعارها بیشتر در قالب شعر می آید. نمونه های فراوان آن شعارهای پس از انتخابات 88 بود که هنوز در دل خیلی ها زنده است. از این رو، ترجمه-ی شعار از یک زبان به زبان دیگر باید با دقت و هنرمندی صورت بگیرد.

اخیراً ما ترجمه-ی این شعار را در انقلاب های کشورهای عربی (معروف به بهار عربی) زیاد دیده ایم. عرب ها این جمله را لفظ به لفظ ترجمیده اند و می گویند: لا للفساد. مردم لیبی با فریاد «لا للفساد لا للفساد» اعتراضات خود را شروع کردند. گویی این ترکیب در زبان عربی جا باز کرده و به مذاق عرب-زبان ها خوش آمده. در تظاهرات مردم مصر هم پارچه/کاغذنوشته هایی می دیدیم که روی آن ها نوشته بود: لا للظم… لا للفساد… لا للمشیر… لا للمجلس العسکریه. (البته شعارهایی با این ترکیب به ماه های اخیر محدود نمی شود؛ مثلاً در تظاهرات 2006 لبنان اعلان دستی بین مردم پخش می شود که در آن نوشته «لا للفساد، للطائفیه (فرقه گرایی)، للجهل.)

حال در زبان فارسی چه کنیم؟ آیا دوستان معادل مناسبی (نه ترجمه!) برای این شعار موجز دارند؟ ترجمه-ی آن می شود «نه به جنگ» یا «نه به فساد». ولی بعید می دانم در تظاهرات و اعتراض هایی که به زبان فارسی برگزار می شود (!)، تظاهرکنندگان این ترکیب را به عنوان شعار قبول و آن را تکرار کنند!

Catering


برای catering در فرهنگ پویا «تدارک غذا» آورده اند. این معادل را روی تابلوی خیلی از غذاپزی ها دیده ام. «تهیۀ غذا» هم دیده ام. فرهنگستان برای این واژه معادل «پذیرایی» گذاشته است، البته برای حوزۀ حمل و نقل هوایی. اما catering یک معنی دیگری که در فارسی داره نوعی غذاپزی است که صرفاً غذا درست می کند و سرویس پذیرایی نداره؛ میز و صندلی نداره که بشینی و همان جا غذا را بخوری. غذا در ظرف یک بار مصرف به مشتری تحویل می شود. معادلی که اخیراً برای این کارکرد catering دیدم و نشان از خلاقیت داشت غذای «بگیر و ببر» بود. ولی معادل سراست تر، رساتر، و خوش ساخت تر از این ها را در شیراز دیدم که فراوان هم استفاده شده بود: غذای بیرون بر. بین دوستان شیرازی هم که مطرح کردم، دیدم که برای آن ها هم جا افتاده و این نوع تدارک غذا را «بیرون بر» می نامند. به نظر می رسد این معادل که زادۀ خلاقیت مردم (صاحبان واقعی زبان) است جای خودش را در زبان شیرازی ها باز کرده. از شهرستان های دیگر خبر ندارم، ولی نشنیده ام و ندیده ام که معادل واحدی برای catering استفاده بشه.

یک متن و دو مسئله و شش مترجم


در ایام نمایشگاه کتاب فرصتی دست داد تا چند باری به نمایشگاه بروم و یک بار هم با دوستی به ساختمان پخش کتاب گسترش سر بزنیم. گسترش یکی از بزرگ ترین و قوی ترین پخشی های ایران است. به واسطۀ آشنایی و ارتباطی که دوست ام با مسئولان و رئیس پخش، آقای کاظم علمی، داشت، به ما اجازه داده می شد تا به بایگانی کتاب ها رفته و کتاب های مورد نظر خود را انتخاب کرده و با تخفیف 25 تا 30 درصد بخریم. در میان قفسه های تو-در-توی کتاب چشم ام به چند کتاب قدرت، تألیف راندا بِرن، افتاد. اگر خاطرتان باشد پیش تر در مطلبی با عنوان گیر ارشاد، خلاقیت ناشر، خندۀ مترجم در مورد ترجمۀ این کتاب نوشته بودم.

ادامهٔ مطلب »

همایش ارزشیابی ترجمه در محیط های آموزشی


سه شنبه و چهارشنبه 17 و 18 خرداد 1390

دانشکدۀ ادبیات و زبان های خارجی علامه طباطبایی

مرکز پژوهش های ترجمۀ دانشگاه علامه طباطبایی که بخشی از فعالیت های پژوهشی خود را بر برپایی همایش های نیم سالانه متمرکز نموده با گذشت دوسال از زمان افتتاح و پس از برگزاری همایش های «مسائل فرهنگ و جامعه شناسی در ترجمه»، «نقد ترجمه»، و «شیوه های آموزش ترجمه» برگزار نماید.

بدین منظور، از همۀ استادان، دانشجویان، فارغ التحصیلان، و سایر پژوهشگران علاقه مند دعوت می کنیم با ارائۀ یافته ها و نتایج پژوهش های خود در محورهای پیشنهادی زیر و سایر موضوع ها مرتبط، ما را در برگزاری هرچه پُربارتر این رویداد علمی یاری نمایند.

ادامهٔ مطلب »

جامعۀ مجازی مترجمین ایران


به شبکۀ اجتماعی «سایت تخصصی مترجمان ایران» خوش آمدید

سایت تخصصی مترجمان ایران یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 200 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند. سایت تخصصی مترجمان ایران توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال‌پذیر است!

هم اکنون به ما بپیوندید

 

پرسش هایی دربارۀ زبان و ترجمه


گفت-و-گوی مهرنامه با داریوش آشوری

پرسش هایی دربارۀ زبان و ترجمه

زبان در مقالۀ علمی


در فضای مجازی مقاله ای در موضوع آموزش ترجمه پیدا کردم و با نگاهی به منابع مورد استفادۀ نویسنده مشتاق خواندن مقاله شدم. مقاله، طبق کلیشه­های موجود، از اهمیت موضوع (آموزش ترجمه) شروع می­کند و، در پیِ آن، از مسائل و مشکلات نظام آموزشی ایران می گوید و بعد راهکارهایی پیشنهاد می دهد. از پراکنده­کاری و غیرعلمی بودن مقاله که بگذریم، به موردی اشاره می کنم که در حین خواندن مقاله دلم را زد! وقتی ما در ایران از ترجمه صحبت می کنیم، یک طرف آن زبان فارسی است. نویسنده با این که به اهمیت ترجمه اذعان دارد و با نقل قول هایی از مترجمان بزرگ و نظریه پردازان و صاحب نظران ترجمه توصیه هایی به مسئولان، سیاست گذاران، و مترجمان می کند، متأسفانه خودش در اولین گام می لنگد! سواد فارسی نویسی نویسنده ضعیف است. بارزترین مشکل ایشان استفاده از جملات طولانی است که با ضرب و زور «که»، «و»، «تا»، و «پس» به هم وصله شده اند. نتیجه این می شود که جمله بی مزه و بی رمق می شود، یا در آخر جمله دو سه فعل پشت سر هم قطار می شوند. بگذریم که در میان برخی جمله ها پرانتز باز شده و، گاه، یک جمله برای توضیح آمده طوری که در روند پردازش ذهنی خواننده اخلال ایجاد می کند. یا مشکل دیگر، فاصلۀ طولانی انداختن بین فعل های ترکیبی است، چنان که درک پیام جمله را دشوار و خواننده را مجبور می کند که به اول جمله برگشته و دوباره بخواند.

از مشخصات اصلی و اولیۀ مقالات علمی سادگی و رسایی سبک نوشتاری است. و یکی از راه های نوشتن به سبک ساده و رسا استفاده از جملات کوتاه و متوسط است، مخصوصاً در زبان فارسی که فعل در آخر جمله می آید.

اگر بخواهیم بیشتر دقیق شویم، می بینیم که نویسنده از سبک یکسان و یکدست علمی نیز در مقاله استفاده نکرده. بعضی­جاها به دنبال جملات طولانی و کشدار جملات عامیانه می آیند. یا جملاتی در متن دیده می شود که نامفهوم یا دُش­فهم هستند.

این ها به مقاله و نویسنده مربوط می شود. حالا اگر بگویم این مقاله در همایشی با موضوع آموزش ترجمه پذیرفته شده، چه می گویید؟ یعنی کیفیت مقالات ارسالی این قدر پایین بوده که چنین مقاله ای ناگزیر به انتخاب داوران به جمع برگزیده ها پیوسته؟ امیدوارم در این وانفسای کاغذ نخواهند مقالات برگزیده را کتاب بکنند!

انتخابی که سرنوشت واژه ای را از سر نوشت


«واژۀ «ملت» در گذشته های دور کاملاً جنبۀ مذهبی و معنوی داشته و در واژه-نامه های عرب و نیز قرآن مجید به معنی کیش و آیین به کار رفته است و به لحاظ ادبی و تاریخی کاربرد «ملت اسلام» در گذشته صحیح تر از «ملت ایران» یا «ملت ترک» بوده است. چراکه این واژه بیشتر معرف یک کیش بوده تا یک کشور و قومیت. در قرن 14 میلادی برای اولین بار کلمۀ «ناسیون nation» در اروپا چنان رایج شد که بُعد سیاسی و حکومتی آن بیشتر از دیگر ابعاد بود. ترک های عثمانی «ناسیون» را در عصر جدید «ملت» ترجمه کردند، بی آن که به ریشۀ مذهبی واژۀ ملت در عربی، فارسی و حتی ترکی قدیم توجه کنند. همین ترجمه توسط ایرانی ها هم تکرار شد و به تبع آن ملت از دورۀ قاجاریه مفهوم مذهبی خود را از دست داد و در ادبیات ما به جای ملت اسلام، کاربرد ملت ایران شایع و واژۀ ملت جایگزین واژه های اهلی و اهالی، رعیت و رعایا و جز این ها شد.»

ناصر تکمیل همایون، در جستجوی ایرانشهر: از زایش تاریخی ملت تا گرایش نوین ملی، مهرنامه، سال اول، آبان 1389، ش 6، ص 94

لایه های زبان


«زبان هم مانند تفکر و اندیشه لایه لایه است و هر سطح از تفکر در یک لایه از زبان اتفاق می افتد. زبان زندگی روزمره (زبان مادری) جزء لایه های اولیه و سطحی زبان است. بعضی از مترجمان فکر می کنند صحبت کردن به یک زبان یا شناخت قواعد دستوری، برابر با تسلط بر آن زبان است، در حالی که این تسلط تنها در صورتی حاصل می شود که لایه های عمقی زبان را بشناسند، از قابلیت های نهفتۀ آن مطلع باشند، و بتوانند به اعماق آن نفوذ کنند. آنان با بضاعت کم و شناخت اندک در زبان مبدأ و مقصد به سراغ متون فلسفی می روند. بازار آشفتۀ ترجمه های متون فلسفی حاصل تلاش مذبوحانۀ مترجمان فارسی زبان برای برگرداندن لایه های عمقی و ژرف زبان مبدأ به لایه های سطحی و بی بضاعت زبان مقصد است. این متن ها تفکر و زبان را به بیراهه کشانده اند. مترجم وقتی می تواند نقش خود را به عنوان نقطۀ اتصال و پل ارتباطی دو زبان درست ایفا کند که از لایه های رسوبی و فراموش شدۀ زبان مبدأ و مقصد شناخت کافی داشته باشد و آن ها را به درستی با یکدیگر هم افق کند.»

سهیلا میرشکاک، جهان در لحظۀ انزوا، ویژه نامۀ الـف، ش 5. ص 74