بایگانیِ مقابلۀ ترجمه

All end


زنده بودن زبان به بی قید بودن و جاری بودن آن است. نمی شود زبان را در یک قالب گنجاند و گفت این است فرمول درست نوشتن، ترجمیدن، صحبت کردن. یکی از انتقادهای وارده به ترجمۀ تحت الفظی مقید شدن زبان ترجمه به دستور زبان مبدأ است. برخی مواقع این مقید شدن خیلی ظریف و پنهان است و، گاه، چنان آشکار که دل آدم را می زند. الان دو واژۀ انگلیسی در ذهن دارم که در جمله های خاصی می بایست معادل متضاد آن ها را در ترجمه به کار برد. یکی end است و دیگری all. به این دو مثال توجه کنید:

From the other end of counter Nick Adams watched them.

از آن سر پیشخوان نیک آدامز داشت آن ها را می پایید. (end: سر)

(آدمکش ها، ترجمۀ نجف دریابندری)

All I needed was…

تنها چیزی که نیاز داشتم (all: تنها)

بارها در ترجمه های خوش خوان این لغزش ها دیده می شود، به ویژه، به مورد دوم کم تر توجه می شود و all را به همه ترجمه می کنند. مثلاً می نویسند: همۀ چیزی که نیاز داشتم. جملۀ نچسبی است. نمی شود آن را خواند و راحت رد شد. با عادت زبانی ما همخوانی کاملی ندارد.

آدم کش ها – بخش دوم


The Killers

By Ernest Hemingway

‘Which is yours?’ he asked Al.
‘Don’t you remember?’
‘Ham and eggs,’
‘Just a bright boy,’ Max said. He leaned forward and took the ham and eggs. Both men ate with their gloves on. George watched them eat.
‘What are you looking at?’ Max looked at George.

‘Nothing.’

ادامهٔ مطلب »