بایگانیِ ممیزی

یک متن و دو مسئله و شش مترجم


در ایام نمایشگاه کتاب فرصتی دست داد تا چند باری به نمایشگاه بروم و یک بار هم با دوستی به ساختمان پخش کتاب گسترش سر بزنیم. گسترش یکی از بزرگ ترین و قوی ترین پخشی های ایران است. به واسطۀ آشنایی و ارتباطی که دوست ام با مسئولان و رئیس پخش، آقای کاظم علمی، داشت، به ما اجازه داده می شد تا به بایگانی کتاب ها رفته و کتاب های مورد نظر خود را انتخاب کرده و با تخفیف 25 تا 30 درصد بخریم. در میان قفسه های تو-در-توی کتاب چشم ام به چند کتاب قدرت، تألیف راندا بِرن، افتاد. اگر خاطرتان باشد پیش تر در مطلبی با عنوان گیر ارشاد، خلاقیت ناشر، خندۀ مترجم در مورد ترجمۀ این کتاب نوشته بودم.

ادامهٔ مطلب »

گیر ارشاد، خلاقیت ناشر، خندۀ مترجم


دیشب ناشر با بنده تماس گرفت و موجب خندۀ من در این شب های محرم شد (تقصیر خودش بود!). بعید می دانم اگر شما هم جای من بودید، نمی خندیدید! قضیه مربوط می شود به آخرین کتابی که ترجمه کرده بودم و چند ماهی است که در ممیزی ارشاد منتظر مجوز بوده است. از ارشاد خبر رسید که این موارد باید اصلاح شوند. از میان اصلاحیات یک مورد هست که تعجب آدم را برمی انگیزد! و پیشنهادی که ناشر می دهد خندۀ آدم را موجب می شود. قبل از هر چیز، خلاصه ای از بخش مربوط را می آورم.

ادامهٔ مطلب »

آثاری که به سلیقۀ ارشاد نزدیک تر باشد*


[فریدون مجلسی]، مترجم «یولیانوس» به مترجمان توصیه کرد: بهتر است برای ترجمه به دنبال آثاری باشند که همخوانی بیشتری با مختصات فرهنگی کشور ما دارد تا مشکل کمتری با ممیزی پیدا کنند. در این صورت، آثاری که به سلیقۀ ارشاد نزدیک تر باشد، وارد بازار رسمی کتاب خواهد شد. این کار علاوه بر مبارزه با نشر غیر قانونی، موجب می شود حقوق آن ها نیز از میان نرود.

متن کامل خبر را در خبرگزاری مهر بخوانید

——————————————-

این چه نسخه ای است برای مترجمان که باید سلیقه شان را به سلیقۀ ارشاد نزدیک کنند؟!!!

– – – –

*این نوشته پس از تذکر و توضیح آقای فریدون مجلسی اصلاح شد. قسمتی از توضیح آقای مجلسی در بخش دیدگاه ها و قسمتی دیگر در زیر آمده است.

…اشاره به نكته اي را كه در انتشار آن خلاصۀ خبر به طور گنگ ذكر شده بود لازم مي دانم. البته خبرنگار محترم تذكر داده بودند كه با هرگونه سانسوري مخالفت كرده بودم و حتي گفته بودم نشانه ضعف است زيرا سيستمي كه احساس مي كند ثبات دارد نگران اين چيزها نيست. اما ضمناً گفته بودم كه حساسيت كنوني معمولاً روي دو جنبه تمركز مي يابد: يكي مسائل سياسي و اجتماعي است كه هرچه سانسور كنند بيشتر توجه مردم را به خود جلب مي كند و حتي در انتشارات زير زميني انعكاس مي يابد، كه فقط به زيان نويسنده و به سود قاچاقچي است! و جنبه دوم مسائل اِروتيك است كه اين روزها در ادبيات غربي مانند سينمايشان رواج دارد، و با توجه به زمينه هاي فرهنگي ما سانسور آن گونه مطالب (يعني نوع دوم مربوط با سوژه هاي  پورنو يا اروتيك_ كه حتي با سانسور آن نيز مخالف هستم) به سانسور كننده نوعي مشروعيت اخلاقي مي بخشد، پس بهتر است مترجمان ميان اين همه سوژه موجود سراغ مطالبي بروند كه با آن معيارها ناسازگار نباشد. كه خبرنگار محترم عدم سازگاري را رعايت سليقه تعبير كرده اند كه اهميتِ واكنش و تذكر نداشت. گمان نمي كنم سوء نيتي در كار بوده باشد…