بایگانیِ ویرایش

یک متن و دو مسئله و شش مترجم


در ایام نمایشگاه کتاب فرصتی دست داد تا چند باری به نمایشگاه بروم و یک بار هم با دوستی به ساختمان پخش کتاب گسترش سر بزنیم. گسترش یکی از بزرگ ترین و قوی ترین پخشی های ایران است. به واسطۀ آشنایی و ارتباطی که دوست ام با مسئولان و رئیس پخش، آقای کاظم علمی، داشت، به ما اجازه داده می شد تا به بایگانی کتاب ها رفته و کتاب های مورد نظر خود را انتخاب کرده و با تخفیف 25 تا 30 درصد بخریم. در میان قفسه های تو-در-توی کتاب چشم ام به چند کتاب قدرت، تألیف راندا بِرن، افتاد. اگر خاطرتان باشد پیش تر در مطلبی با عنوان گیر ارشاد، خلاقیت ناشر، خندۀ مترجم در مورد ترجمۀ این کتاب نوشته بودم.

ادامهٔ مطلب »

حشو


اصرار «فرهادی» در به چالش کشیدن پارادوکس‌های تنیده شده در عادت‌های فرهنگی بورژوازی، در پی ترسیم پاشنه‌ی آشیلی آسیب‌پذیر است که از زیر زرق و برق رفتارهای این طبقه، خود را نشان می‌دهد. (آگاه فیلم)

در بیکاری ناامیدکننده ای غرق بودم


«در بیکاری ناامیدکننده ای غرق بودم»

این جمله بخشی از نوشته ی خانم فیروزه گلسرخی (داستان نویس) در داستان همشهری، شماره ی نهم است. چون جمله از زبان یک نویسنده ی ایرانی بیان شده، و مشکل دستوری و زبانی هم ندارد، می توان گفت تولید داخلی است و اوریجینال است.

حال اگر جمله ای با همین مضمون به انگلیسی نوشته شده بود و نومترجمی یا مترجمان کم سوادِ بی دقت و بی ملاحظه به زبان فارسی می خواستند آن را به فارسی برگردانند، بی شک چنین جمله ای تحویل ما می دادند:

به طور ناامیدکننده ای در بیکاری غرق بودم.

یا

به طرز ناامیدکننده ای در بیکاری غرق بودم.

داستان 9

گرته برداری و زندگی روزمره


«گرته برداری نوعی وام گیری مستقیم زبانی از زبان های دیگر است. وام گیری مستقیم آن است که کلمه عیناً یا با اندکی تغییر از زبانی به عاریت گرفته شود… اما وام گیری غیرمستقیم آن است که کلمات مرکب زبان مبدأ را به اجزای سازنده اش تجزیه کنند و در برابر هر جزء در زبان مقصد، معادلی بگذارند.» (حسن انوری (1385) فرهنگ درست­نویسی سخن. تهران: انتشارات سخن).

ادامهٔ مطلب »

جمله بندی رو نیگا!!!


متاسفانه به دلیل فیلتر شدن سایت قالب های وبلاگ (علت هنوز نامعلوم است) امکان استفاده از قالب ها تا پنج شنبه نمی باشد.

روز ملّی ِ «می‫باشد»


…مطمئناً آقای «ایشان» مردی بود بسیار جدی و عدالتخواه. «ایشان» اولین کاری که کرد، انتصاب جناب «می‫باشد» بود به وزارت امور مکاتبات اداری و غیره. تا قبل از آن، «است» توانسته بود فضای ساده و صمیمانه‫ای در وزارتخانه متبوع ایجاد کند. اما این صمیمیت به نظر می‫رسید که فاقد جدّیت و ابهّت لازم است و…ادامه