بایگانیِ گرته برداری

All end


زنده بودن زبان به بی قید بودن و جاری بودن آن است. نمی شود زبان را در یک قالب گنجاند و گفت این است فرمول درست نوشتن، ترجمیدن، صحبت کردن. یکی از انتقادهای وارده به ترجمۀ تحت الفظی مقید شدن زبان ترجمه به دستور زبان مبدأ است. برخی مواقع این مقید شدن خیلی ظریف و پنهان است و، گاه، چنان آشکار که دل آدم را می زند. الان دو واژۀ انگلیسی در ذهن دارم که در جمله های خاصی می بایست معادل متضاد آن ها را در ترجمه به کار برد. یکی end است و دیگری all. به این دو مثال توجه کنید:

From the other end of counter Nick Adams watched them.

از آن سر پیشخوان نیک آدامز داشت آن ها را می پایید. (end: سر)

(آدمکش ها، ترجمۀ نجف دریابندری)

All I needed was…

تنها چیزی که نیاز داشتم (all: تنها)

بارها در ترجمه های خوش خوان این لغزش ها دیده می شود، به ویژه، به مورد دوم کم تر توجه می شود و all را به همه ترجمه می کنند. مثلاً می نویسند: همۀ چیزی که نیاز داشتم. جملۀ نچسبی است. نمی شود آن را خواند و راحت رد شد. با عادت زبانی ما همخوانی کاملی ندارد.

نامفهوم


نفر بعدي وسلي اسنايدر بود که خانه اش در يکي ديگر از مناطق شيک ميلان به سرقت رفت. (منبع: فوتبال 3)

 

هر power-ی که قدرت نداره


«جورج برنارد شاو، نمایشنامه نویس سبک کمیک، منتقد ادبی و مبلغ سوسیالیستِ ایرلندی تبار است که از او به عنوان قدرتمندترین نمایشنامه نویس انگلیسی زبان پس از شکسپیر یاد می کنند.» (دانستنیهای همشهری، ش 9، مرداد 89).

قدرتمندترین نمایشنامه نویس باید برگردان the most powerful playwright باشد. از خود واژۀ قدرت می توان برای توصیف و تعریف توانایی غیرجسمانی استفاده کرد، ولی وقتی این واژه با پسوند -مند ترکیب می شود و تشکیل صفت قدرتمند را می دهد، دیگر کاربرد آن برای توصیف هنر و توانایی غیرجسمانی بی سلیقگی است. به ویژه آن که کلمات دیگری برای جایگزین داریم که بسیار رساتر و بهتر معنا را می رسانند. در این مورد خاص، می توان از معادل اثرگذار / تأثیرگذار / توانمند استفاده کرد و استاد شاو را تأثیرگذارترین نمایشنامه نویس نامید، و یا  توانمندترین نمایشنامه نویس.

powerful یکی از صفت های پرکاربرد و تقریباً همه-جایی در زبان انگلیسی است که با قدرت خود معناهای زیادی را بلعیده است. برای همین، وقتی می

خواهد وارد زبان فارسی شود باید اندکی تأمل و، پیش از هرچیز، کشف معنا کرد. تفاوت بین مترجم معمولی و حرفه ای داشتن ظرافت در انتخاب برابرنهادۀ هماهنگ و همایند است.

نگاهی به عکس رو-به-رو بیندازید. به این چهرۀ لاغر و تکیده می آید که قدرتمند باشد؟!

جالب است که در همان مطلب کوتاهی که مجلۀ دانستنیها در مورد برنارد شاو دارد، تأکید بر همین «لاغری مفرطش» است. می گویند، «شاو به قدری لاغر بود که روزی در یک مهمانی مرد خیلی چاقی سراغش رفت و گفت: «آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی آمده است.» برنارد شاو هم که حاضرجواب بود، سریع پاسخ داد: «بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!»»

گرته برداری و زندگی روزمره


«گرته برداری نوعی وام گیری مستقیم زبانی از زبان های دیگر است. وام گیری مستقیم آن است که کلمه عیناً یا با اندکی تغییر از زبانی به عاریت گرفته شود… اما وام گیری غیرمستقیم آن است که کلمات مرکب زبان مبدأ را به اجزای سازنده اش تجزیه کنند و در برابر هر جزء در زبان مقصد، معادلی بگذارند.» (حسن انوری (1385) فرهنگ درست­نویسی سخن. تهران: انتشارات سخن).

ادامهٔ مطلب »

گرته برداری و زندگی روزمره


«گرته­برداری نوعی وام­گیری مستقیم زبانی از زبان­های دیگر است. وام­گیری مستقیم آن است که کلمه عیناً یا با اندکی تغییر از زبانی به عاریت گرفته شود… اما وام­گیری غیرمستقیم آن است که کلمات مرکب زبان مبدأ را به اجزای سازنده­اش تجزیه کنند و در برابر هر جزء در زبان مقصد، معادلی بگذارند.» (حسن انوری (1385) فرهنگ درست­نویسی سخن. تهران: انتشارات سخن)

ادامهٔ مطلب »